|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:44 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:41 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:29 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:13 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:11 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
زن و مرد از دیدگاه علم شیمی زن از دید علم شیمی: این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت میشود و بیشتر به صورت یک ترکیب یا ماده ای چون انیدرید تبلور و سولفات خودبینی در منازل یافت میگردد. طرز تهیه: برای تهیه این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس ونیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و بعد از مدتی گاز سولفور عشوه متصاعد میشود.در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی می ماند. البته از زبان چرب و نرم هم میتوان به صورت کاتالیزور استفاده کرد. خواص شیمیایی: بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات کرم بودر و سولفات...دارند که بعد از ترکیب شدن با این مواد نسبتاً قابل تحمل میشوند.بعضی از انواع این عنصر با خورده شیشه همراه است و خاصیت شوهرآزاری شدیدی دارند. خواص فیزیکی: از جنس بسیار حساس میباشد و به سرعت تحت تآثیر محیط و احساسات قرار میگیرد.اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآور دیگری به نام هوو به آن اضافه کنیم فوراً ذوب شده و به صورت اشک روان میگردد و اصلاً میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد.اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب میشود که جدا شدنی نیست! مرد از دیدگاه علم شیمی: این عنصر اکثراً در طبیعت به صورت آزاد و علاف یافت میشود.ارزان بودن این عنصر به درصد فراوانی آن برمیگردد.این عنصر گاهی به صورت یک ترکیب با ماده ای چون سولفید حسادت و سولفات رو (از نوع سنگ پای یافت شده در معادن قزوین)در خیابان یافت میگردد.این عنصر به علت واکنش زیاد همواره باید زیر نظر نگهداری شود. طرز تهیه: براب تهیه این عنصر باید واکنشهاب شیمیایی عجیب و غریبی را متحمل شد.ابتدا مقداری اکسید اسکناس و نیترات زوریم شش ظرفیتی را در مقداری سنگ بای قزوین حل کرده و بعد از مدتی گاز ادعا و سولفور قپٌی از آن متصاعد میشود.در نتیجه به صورت رسوب روی دیواره خیطی باقی می ماند.البته از ملاقه و وردنه هم میتوان به عنوان کاتالیزور استفاده کرد. خواص شیمیایی: بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات ژل و سولفونات روغن نباتی و گریس دارند.نوع دیگری از این عنصر به علت اندکی ته چهره وآب اکسیژنه ارتباط محکمی با خورده شیشه دارد و دارای خاصیت موزی گری و همسرآزاری شدیدی هستند که برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن را در یک سیستم سربسته مثل زیرزمین قرار داد و با استات قابلمه و چکش مخلوط نمود. نکته کنکوری: در صورت کمبود امکانات آزمایشگاهی از قبیل ملاقه و وردنه میتوان از حرارت 1500 درجه جیغ فرابنفش برای ذوب این عنصر استفاده کرد که در این صورت رسوب به صورت موش درآمده و دارای قابلیت مفتول شدن هم میباشد.نکته دیگر اینکه برای اطمینان از کم شدن خورده شیشه و سولقات روی در این عنصر میتوان تا سه بار آن را با کابل برق 100 ولت الکترولیز نمود.
به علت وجود کربنات هوش و اندکی اکسی شیطنت در عنصر زن،عنصر مرد مجدداً به صورت هویج رسوب میکند و از آن بخر عشق و عاشقی متصاید میشود که البته به محض یک برخورد موَثر دیگر با عنصر زن به سرعت با آن هم الکترون شده وقضیه یار و...به صورتO2 از آن آزاد میشود.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
امیر اسدالله علم فرزند محمد ابراهیم خان شوکت الملک در سال 1298 ش.در بیرجند متولد شد. ازتحصیلات این خان زاده متموّل بیرجندی اطلاع صحیحی دردست نیست.احتمالآ تحصیلات او بیش از دیپلم کشاورزی ادامه نیافت ؛ هرچند در بیوگرافی های رسمی از او با عنوان ((مهندس کشاورزی))یاد کرده اند.امیراسدالله علم به توصیه پدرش درسال1318پس از ازدواج علی قوام پسرابراهیم خان قوام الملک شیرازی بااشرف پهلوی درسن20سالگی با ملک تاج دومین دختر قوام ازدواج نمود وبدینسان ارتباطات عمیق ((اشرافیت اطلاعاتی)) ایران باپیوندهای خویشاوندی تحکیم یافت.از این ازدواج پسری متولد نشد که بر مسند پدر جای بگیرد و علم تنها دارای 2دختر شد.امیر اسد الله علم مرد قدرتمند دربار پهلوی قریب به 5 ماه پس ازمرگ رقیب دیرین خود منوچهر اقبال در 25 فروردین 1357 در سن 58 سالگی به بیماری سرطان در گذشت. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط پیمان احمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بامرگ ابراهیم علم وارث خان نشین قاین تنها پسر او امیر اسدالله بود که آخرین فصل تاریخ پیوندهای شوم این دودمان را با استعمار بیگانه ورق زد وجایگاهی برترازپیشینیان خود کسب کرد. سال های 1320-1323 درتعیین سرنوشت پسین علم جوان نقش قطعی داشت و در همین دوران بود که اودرمکتب جاسوسی و توطئه گری آزمون خودراباموفقیت طی کرد وتجربه ها اندوخت. دراین سالها اسدالله علم درارتباط فعال با سرویس اطلاعاتی بریتانیا نقش حساسی در عملیات جاسوسی بویژه در تهران وشرق وجنوب ایرن ایفاءنمود ودر رأس شبکه ای اینتجلیس سرویس قرار گرفت که بخشی از آن وظیفه نفوذ به درون حزب توده را برعهده داشتند شبکه گسترده ای که زیر رهبری علم ایفای نقش نمود عده ای از روزنامه نگاران و دانشجویان و فعالین سیاسی جوان را دربر می گرفت که بعد ها در کودتای 25-28مرداد1332نقش جدّی ایفاء کردند وپس از کودتا با دریافت مشاغل حسّاس پاداش درخور گرفتند . با مرگ پدر حضور علم جوان در شرق کشور ضرور احساس شد بویژه آنکه این دوران باحضور فعال عوامل شوروی درآذربایجان و کردستان همراه بوده و اقدامات متقابل وچه بسا شورش های مسلحانه محلی ضرورت می یافت.درنتیجه علم 26 ساله در سال 1324 به فرمانداری کل بلوچستان منصوب شد. اسد الله علم بسیار زود به وزارت رسید و نخستین بار در سن 29 سالگی در کابینه دوم ساعد وزیر کشاورزی شد . درسال های 1329-1332علم ازنزدیکترین یاران محمدرضاپهلوی بود ودرماجرای 25- 28 مرداد 1332نقش فعالی ایفاء نمود . سالها بعد در آوریل 1965مجله آمریکایی نیشن فاش ساخت که اسد الله علم در کنار برخی از بلند پایگان آمریکایی و انگلیسی و ایرانی به تنهایی مبلغ یک میلیون دلار از محمد رضا پهلوی پاداش نقش خود را در کودتا دریافت داشته است همانگونه که فردوست بیان داشته پس از کودتای 28مرداد1332اسد الله علم به عنوان رابط شاه با مقامات عالی رتبه انگلیسی وایرانی و آمریکایی سهم اساسی در برکناری سپهبد زاهدی از مسند نخست وزیری داشت واین علم بود که به همراه(دوستان)انگلیسی خود مقامات را از نقش دیکتاتوری نظامی زاهدی نومید کرد و توجه آنان را به سرمایه گذاری بیشتر بر جایگاه و نقش شاه معطوف کرد؛هرچند سالها طول کشید تا آمریکا به طور کامل به محمدرضا پهلوی اعتماد کند واین اعتماد کامل و سه سویه تنها در دهه 1340ودر پی هم پیوندی و هم ـ -پشتی لندن – واشنگتن در خاورمیانه شان رخ نمود . نقش علم ، که از رایزنی و هدایت شاپور ریپورتر برخوردار بود به عنوان رابط شاه با عالیترین مقامات سیاست ساز آمریکا و بریتانیا و عامل وحدت بخش این مثلث سلطه بر ایران ، تا دم مرگ او دوام داشت. پیوند خاندان علم با امپریالیسم جوان آمریکا به قدمت تاریخ رسوخ این قدرت بیگانه به شئون سیاسی ایران است؛ یعنی زمانی که میسیون آرتور میلسپو به سال 1922م.وارد تهران شد وشوکت الملک علم زیرکانه سرگرد ملوین هال افسراطلاعاتی ارتش آمریکا ، را برای خاموش کردن شورش بلوچ ها به منطقه برد . در این ماجرا ((امیر قائن))و سرگرد هال آمریکائی در نقش ((ریش سفید))ظاهر شدند و میانه سران ناراضی بلوچ را با مقامات انگلیسی التیام بخشیدند . اسدالله به عنوان وارث پدر این نقش کدخدامنشی را همواره در طول حیات خود ایفاء کرد و راز قدرت و نفوذ او در این بود . انگلیسی خواندن علم هرچند از یک زاویه صحیح است ولی اگر بدان معنا تلقی شود که او مهره بی اراده وزارت خارجه یا اینتجلیس سرویس انگلیس بوده ؛بدان معناست گویا در سالهای 1340-1356امپریالیسم آمریکا هیچ پایگاهی در دربار و سیاست ایران ، به جز تعدادی نظامی و سیاست پیشه و روشنفکر بی تجربه وجوان وتهی مغز در اختیار نداشته است ؛ زیرا در همین سالهاست که علم در نقش فرمانروای ایران ظاهر شد. این ارزیابی همچنین به دلیل نشناختن سازوکار پیوندهای محافل و باندهای سیاسی و مجامع اقتصادی - مالی دو امپریالیسم آمریکا و انگلیس است در واقع ، از دهه ی 1960 م. به بعد، چنان هم پیوندی و درآ میزی در محافل حاکمه دو قدرت رخ داد و چنان ادغام و اشتراک و چنان ادغام و اشتراک منافع میان سرمایه های دو کشور پدید شد ، که دیگر سخن راندن از تنازع دیپلماسی ملی آمریکا و انگلیس اشتباه است . اگر از این پس تنازع و رقابت دیده شود که به کرات چنین است یا در میان جناح های سیاسی دو کشور است یا در تضاد منافع و تعارض کمپانی ها و مجتمع های جهانی وطنی دو کشور. علم زیرک تر از آن بود که روح زمان را نشناسد افول امپراتوری بریتانیا و شکوفائی امپریالیسم جوان و ثروتمند آمریکا را نبیند و خود را با آن وقف ندهد. امیراسدالله علم ، همانگونه که طی دوران صدارت خود (1341-1342)در نقش طراح و مجری طرح آمریکائی «انقلاب سفید» کندی و«دمکرات»های آمریکائی ظاهر شد، مدتی بعد دلار های نفتی دربار پهلوی را به پا چهره آینده دار «حزب جمهوری خواه» آمریکا ریخت و درانتخاب ریچارد نیکسون ، دوست خود ، به ریاست جمهوری ایفای نقش نمود.علم دردوران طولانی ریاست جمهوری نیکسون عالی ترین پیوند های شاه را با هیئت حاکمه آمریکا برقرار ساخت و این پیوندها در حدی است که نه پیش و نه پس از آن هرگز دیده نشد . علم همانگونه که با ادوارد هیث و «حزب محافظه کار» او در انگلیس در اوج روابط و صمیمیت بود ، از مغازله با هارولد ویلسون و دولت « کارگری» او ابائی نداشت . تجربه قرن ها زندگی اجداد او در محیط عشایری شرق ایران در خون او عجین شده و علم شیوه بند بازی در جنگل سیاست غرب را که در عین «تجدد» سخت به آن « بدویت » شبیه است،میدانست .او قدرت های اقتصادی و مالی غرب را به خوبی می شناخت و مشیر و مشاور محمدرضا پهلوی در مانور ها و ریخت و پاش های بذالانه در این میان بود و البته سر او نیز بی کلاه نمی ماند! بالا تر از همه ، روانشناسی آدمی را به خوبی می شناخت و می دانست که راز بقاء و رمز موفقیت در آشفته بازار سیاست دنیای غرب ،که همه چیز تابعی از پول است، راضی نگه ـ ـ داشتن همگان به فرمان زر است لذا ست که برجسته ترین متنفذان ¸سیاست مداران وسیاستـ ـمداران و اندیشمندان و نخبگان آمریکا و انگلیس را در لیست رشوه بگیران در بار پهلوی ، و در واقع علم ، می یابیم.و درنتیجه همین قدرت شیطانی است که دیپلمات معمّروبا«فرهنگی» چون سر دنیس رایت را مجیز گوی چاپلوس و مرثیه خوان علم می بینیم و برخی روشنفکران برجسته غرب را ، که با قلم خود «اندیشه»و«تعقل»م پراکنند،در مقابل درخشش زر بی تاب می یابیم . درنتیجه همین «نبوغ» است که علم طی سال های 1336-1339 موفق شدبادسیسه چینی ماهرانه رقیب دیرین و توانای ، منوچهر اقبال ، را از پست صدارت سرنگون کند و سپس او را ذلیل و شکست خورده به پاریس «تبعید»نماید و آنگاه او را در راس «شرکت ملی نفت» در مقامی مهار شده منکوب سازد و هر آن امثال مستوفی ها ، رئیس پتروشیمی ،را به جانش اندازد و بالاخره او را « دق مرگ»میکند. بهر روی ، علم از آغاز دهه 1340 بزرگترین بازیگر در بار پهلوی است . با شروع نخست وزیری علم به دستورشاه کمیسیون3 نفره ای به ریاست علم وباشرکت حسین فردوست و منصور تشکیل شد که وظیفه تعیین نمایندگان مجلس پهلوی را بر عهده داشت .و در واقع د این مدت طولانی این علم بود که نمایندگان مجلس پهلوی را انتخاب می کرد . در سال 1343 علم به طور رسمی در راس «دانشگاه پهلوی» قرار گرفت تا جای پای رژیم پهلوی را پس از سرکوب سالهای 1341-1342 عشایر فارس تحکیم بخشید و در همین زمان بود که با طراحی او نمایش سفر شاه بلژیک و محمد رضا پهلوی به میان عشایر فارس و امنیت فارس را به رخ رسانه ها ی غرب کشیده شد.در سال 1344،علم به عنوان «وزیر شاهنشاهی» در راس دربار پهلوی قرار گرفت و تا زمان مرگ ، و حتی پس از مرگ ، در این جایگاه بی رقیب بود . ولی همگان می دانستند که علم ، علم است و اقتدار و نفوذ او ربطی به پست و مقام ندارد . این اقتدار حتی در شیوه نامه نگاری اداری علم نیز محسوس بود و او همواره مقامات بلند پایه رژیم پهلوی را، بر خلاف ادب معمول نگارش ، متفرعنانه و از بالا نهیب می داد به نمونه ای از این سبک عجیب نگارش اشاره می کنیم : 22/1/1356 دکتر منو چهر اقبال نیابت ریاست بنیاد فرهنگی ملکه پهلوی جناب آقای امیر اسد الله علم وزیر دربار شاهنشاهی به استحضار عالی می رساند : طبق اساسنامه... و به فرمان مطاع همایونی جنابعالی به عضویت هیئت امناء بنیاد فرهنگی ملکه پهلوی منصوب شده اید... طی این سالها ،علم علاوه بر مناصب وزارت و صدارت که گفته شد ،ده ها پست و مقام داشت ، که اگر ردیف شود سیاهه ای طویل خواهد شد . برای نمونه به ذکر گوشه ای از این سیاهه میپردازیم : سرپرست املاک و مستغلات پهلوی ، آجودان مخصوص شاه ،نماینده منتخب شاه در هیئت مدیره بنیاد پهلوی ، دبیر کل حزب مردم ، ریاست دانشگاه پهلوی ، عضو شورای عالی تقسیم اموال سلطنتی ، عضو هیئت مدیره سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی ، عضو هیئت امناء بنیاد فرهنگی ملکه، مدیر عامل کمیته ملی پیکار جهانی با بیسوادی و......! طی این دوران طولانی که کارنامه سیاسی علم را در بر می گیرد ، او به تشکیل باندی گسترده و متنفذ از عوامل خود دست زد که در همه حساس دیوانسالاری ایران رسوخ داشتند. و علم نیز با پرداخت «پاداش»ها اعطای اتومبیل های سهمیه دولت به سرلشکر فرزانه ، مصطفی الموتی دکتر مهدی ملک زاده و اسدالله سپری وکه در سند مورخ3/5/1336مضبوط است و مواردی مشابه پاداش آنان را می پرداخت. در این شبکه «روشنفکران» و نویسندگان و روزنامه نگاران جایگاه خاصی داشتند که در سال1340 توسط جهانبانوئی مدیر مجله فردوسی فرهاد نیکخواه و تعدادی دیگر به زیر چتر حمایت علم وارد می شدند . هنگامي كه دكتر مصدق به نخستوزيري رسيد اسدالله علم بر املاك و داراييهاي شاه موسوم به املاك و موقوفات پهلوي مديريت ميكرد. با روند رو به افزايش اختلاف دكتر مصدق و شاه، اسدالله علم هم به جرگه مخالفان نخستوزير پيوست و در رهبري و هدايت بخشهايي از مخالفان مصدق نقشي درجه اول برعهده گرفت و تا واپسين ماههاي عمر كابينه بر اين مهم باقي بود. به دنبال گسترش اختلاف ميان دربار و دولت طي ماههاي تير و مرداد 1332 دكتر مصدق جهت در هم شكستن قدرت مخالفان در مركز كشور تصميم گرفت اسدالله علم را از تهران تبعيد كند. در آغاز گفته ميشد علم به اروپا خواهد رفت اما اين شايعه و نيز طرح تبعيد او به بندرعباس هم منتفي شد و در همان حال دكتر مصدق كه زماني خود در دوره سلطنت رضاشاه به امير شوكتالملك علم پدر اسدالله علم در بيرجند پناه برده و از مجازات رهايي يافته بود، به علم تكليف كرد به بيرجند برود و از توطئه بر ضد دولت او اجتناب ورزد. با تبعيد علم به بيرجند روابط او با مخالفان مصدق در تهران از طريق رابطينش برقرار بود و او كماكان در هدايت و سازماندهي بخشهايي از مخالفان نخستوزير (مصدق) فعال بود و با برخي از مهمترين چهرههاي طرفدار دربار كه مدت زمان كوتاهي بعد در كودتاي 28 مرداد 1332 سهيم شدند در تماسي دائمي بود. در همان حال علم بالاخص در قائنات و بيرجند و نيز مشهد از هيچ تلاشي براي ضربه زدن به دولت مصدق فروگذار نكرد و طرفداران و اعضاي عمله او در اين منطقه طبق آموزههاي او اركان و طرفداران دولت در بيرجند و بخشهاي جنوبي خراسان را مورد آزار و اذيت دائمي قرار ميدادند. علم به ويژه در بيرجند گروهي مسلح ترتيب داده بود كه هر آن آماده بودند به مراكز تحت كنترل طرفداران دولت مصدق حمله كنند. ضمن اينكه با هدايت علم طرفدارانش در بيرجند و نيز مشهد در روند امور جاري دوائر دولتي و غيره هم موانعي ايجاد ميكردند و با ايجاد رعب و وحشت طرفداران نخستوزير را از هر اقدامي بر ضد شاه و دربار و طرفداران محلي آنان برحذر ميداشتند. درباره اقدامات مخرب اسدالله علم و طرفداران او بر ضد دولت دكتر محمد مصدق به دو گزارش كه شعبه حزب ايران در بيرجند به ترتيب طي روزهاي 6 مرداد و 21 مرداد 1332 خطاب به نخستوزير و رئيس ستاد ارتش ارسال كرده است اكتفا ميكنيم: جناب آقای نخستوزير ـ به طوری كه از حزب ایران شهرستان بیرجند گزارش ميدهند آقایان اسدالله علم و [امیرحسین خان] خزيمه علم در نواحی جنوب خراسان مشغول تحريك و اغواي مردم سادهلوح و عناصر ناراضی ميباشند كه در موقع حساس و بحرانی علیه دولت و نهضت بلوا و آشوب فراهم آورند. مخصوصاً مقارن با طرح استیضاح اقلیت در مجلس در حدود 200 نفر از رعايای طرفدار خود را به بیرجند آورد به این امید كه در تهران دولت ملي آن جناب مواجه با مشکلات و خطراتی خواهد شد و آنان خواهند توانست در آن حدود انقلابی برپا ساخته و کشور را متشنج و دولت را ضعیف و ناتوان جلوه دهند. تصور ميرود نقشه آنان جزئی از نقشه عمومی ايادی استعمار و اقلیت مجلس شورای ملي است كه در تمام ایران و به دست اشخاص مختلف طرح گرديده است كه خوشبختانه توفیق خرابکاری و اخلال نصیب آنها نگردید. مراتب را برای استحضار حضرتعالی به عرض عالی ميرساند تا مقرر فرمایند توجه دقیقی به وضع بيرجند و قائنات و عملیات ضد ملي آقایان علمها معمول دارند... ریاست محترم ستاد ارتش ـ به موجب گزارش تلگرافی حزب ايران بيرجند استوار ضيايی كه از نزديكان آقای علم است براي دفع ملخ با عدهاي سرباز به قریه زهان رفته و براي اینکه در آن منطقه مرزی ایجاد بلوا و آشوب نماید نسبت به مردم فحاشی و تیراندازی نموده كه اگر بردباری و متانت مردم نميبود هر آینه وضع خطرناکی پيشآمد كرده منجر به خونریزی و کشتار ميگرديد چون آقای علم كه از عناصر ضد ملي است و به طوری كه مشهود است با ضعف دولت ملي و ایجاد اغتشاش در آن حدود مرتّباً در حال فعّالیت و مشغول توطئه و دسيسهبازي است، خواهشمند است مراتب تلگرافاً از لشکر خراسان استعلام و نسبت به | ||